خرید بک لینک
شکست... + بعد از حدود 6 ماه انتظاری که کشیدم ، دو روز پیش آب پاکی رو ریختن روی دستم و گفتن نمیشه....انگار فرو ریختم...یادم نمیاد بابت اتفاقی اینطور شکسته باشم...ناامیدی که هیچ درکی ازش نداشتم، اینبار سراغم اومده و داره قلع و قمع میکنتم!...خیلی اوقات بدی رو دارم میگذرونم...تمام فکرا و نقشه های توی سرم مفصلا دود شدن...اتفاقات قشنگی که توی سرم داشتم میساختم و آینده ای که داشتم ترسیم میکردم؛ الان انقدر ازم دور شده که انگار سرابه...منی که هیچوقت نمیتونستم بگم آینده م چه شکلی خواهد بود یا دلم میخو

برچسب: نویسنده: هیراد اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 14:26

+ نمیدونم چرا از وقتی سال نوین آغاز شده ؛ بیشتر از گذشته احساس میکنم کلی کار انجام نداده دارم...همش یه استرس نهفته ای دارم که انگار وقتم داره تموم میشه و باید یه چیزیو تحویل میدادم ولی هنوز هیچ کاری براش نکردم...و این بده...+ اما خب با وجود کمی گرمتر شدن هوا من برگشتم به اتاقم و دیگه از درد سرما وسط پذیرایی نمیخوابم و این برای من باعث خوابی با آرامش بیشتر و البته عمیق تر شده ؛ که البته اگر این کبوتر های چاهی این پاسیو بذارن!! + شاید بیشتر از هر چیزی توی سال تازه دلم سفر میخواد...سفرهایی که ماجر

برچسب: نویسنده: هیراد اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 14:26

صفحه بندی